الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

100

الغدير ( فارسي )

شگفتا از گروهى كه اميدوارند خداوند آنان را بيامرزد و آن گاه تو را دشمن گرفته‌اند ! و شگفتا كه تو را - بىهيچ گناهى - پس زدند و ديگرى را پيش انداختند با آنكه تو پيشواى آنان بودى ! » و باز در ستايش سرور ما - پدر دو فرزند زادهء پيامبر درود خدا بر او - گفته : ‹ 8 › « على بر آسمان فرو شكوه برآمد و چون بازگشت با هر دو مشت گوهرهائى يگانه آورده بود ‹ 9 › به درياى برترىها كه گام نهاد ، ناچيزى آن را باز نمود و همهء زمينه‌ها و مرزهاى آن بر وى تنگ آمد . ‹ 10 › فرخنده باد آن پايگاه و رسيدن گاه ! و خجسته آن كه پاى به آنجا گذاشت ! او را در همهء دلها صله ( پيوند ) وعائدى ( 1 ) ( بازگشتى ) هست از بزرگى پايگاهش آنان هم كه بر وى رشگ مىبردند برجستگىهاى آن را گزارش كردند و چه برجستگىهاى درخشانى كه رشگبران نيز آنها را بازگو كنند ( 2 ) ! دوستدارانش از بيم و هراس برترىهاى او را پوشيده داشتند - و رشگبران و كين توزان نيز از روى دشمنى -

--> ( 1 ) از اصطلاحات به كار رفته در دستور زبان تازى ( 2 ) و الفضل ما شهدت به الاعداء ( مرد آن است كه دشمن بستايد هنرش ورنه جز مدح و ستايش نشنيديم ز دوست . )